الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

57

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

1 قال : دَخَلْتُ عَلى سيدي عَلي بنِ محمّدِ عليهماالسلام فلمّا بَصُرَ بي ، قالَ لِي : مَرْحَباً بِكَ يا أَبَا الْقاسِمِ ! أَنْتَ وَلينا حَقّاً عبدالعظيم حسنى فرمود : بر آقايم على بن محمد ( امام هادى عليه السلام ) وارد شدم ، پس چون نظرش بر من افتاد به من فرمود : « مرحبا به تو يا اباالقاسم ! تو حقاً دوست مايي . » در اين قسمت نكات جالب و مورد توجه عبارت‌اند از : اولًا : تكريم و تعظيم حضرت عبدالعظيم از امام عليه السلام و تعبير از آن حضرت به سيد و آقاى من . ثانياً : عنايت و لطف امام عليه السلام به او است كه هم به او ترحيب و خوش آمد فرموده و هم او را با كنيه اش ابوالقاسم كه نشانه‌ى احترام است مخاطب قرار داده . ثالثاً : او را ولى و دوست حقيقى خودشان شمرده است كه اين تصديق از سوى امام عليه السلام با توجه به روايات و احاديثى كه در مدح دوستى دوستان خدا و اولياءالله وارد است بسيار مهم و دليل بر عظمت مقام حضرت عبدالعظيم مىباشد و يكى از نتايج آن به مقتضاى « يحشر المرء مع من أحب » « 1 » محشور بودن او با امام عليه السلام است .

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، 66 / 81 .